تأثیر تنظیم و آهنگ بر هم

یک تنظیم خوب می تواند یک ملودی ضعیف را قوی کند و برعکس یک تنظیم بد می تواند یک ملودی قوی را ضعیف کند . وقتی یک ملودی را برای یک ساز یا وکال می نویسیم یا انتخاب میکنیم  یک مفهوم افقی در دل این ملودی وجود دارد . ولی اگر بخواهیم به این ملودی معنای عمودی بدهیم و آنرا تزئین و پرتر و زیباتر کنیم نیاز به تکنیکهایی مثل فرم ، هارمونی ، کنترپوان ، ارکستراسیون ، سازشناسی ، ریتم شناسی، دینامیک ، پلی فونی و ... داریم . در ابتدا باید یک ریتم برای این ملودی در نظر بگیریم که مثلا 6/8 باشد 4/4 و بستگی دارد به حسی که ما می خواهیم با این آهنگ القاء کنیم . بعد از آن باید گام و تنالیته آنرا مشخص کنیم چون وقتی این ملودی در تنالیته های مختلف و گامهای مختلف ارایه شود حس های متفاوتی را بروز می دهد . پس از این با تکنیکهای کنترپوان و هارمونی صداهایی را بصورت عمودی در راستای ملودی اصلی انتخاب و می نویسیم و خیلی جالب است که وقتی یک ملودی را با هارمونی های متفاوتی همراه میکنیم تضاد زیادی را در حس قطعه خواهیم شنید مثلا یک ملودی ساده می تواند مینور، ماژور، قهرمانانه، عاشقانه ، کمدی  ، خشن و ... صدا بدهد پس کاملا بستگی به انتخاب ما و ایده ای دارد که از تنظیم آهنگ در سر داریم . پس از این مسئله خیلی مهم فرم می باشد و این قطعه که تنظیم میکنیم باید دارای فرم باشد مثلا فرم سه بخشی یا دو بخشی یا هر فرمی که ما در نظر داریم و قطعه بدون فرم معنای چندانی را بیان نمی کند . و با توجه به اینکه هر سازی رنگی دارد و می تواند احساسی را بیان کند و از ترکیب رنگهای مختلف سازها ما می توانیم بیانهای متفاوتی داشته باشیم شروع به انتخاب ساز و سازبندی میکنیم و البته دینامیک هم خیلی مهم است که مثلا این قطعه با چه دینامیکی اجرا شود مثلا حالت فورته قهرامانانه با سرعت معتدل یا پیانوی عاشقانه با سرعت آرام یا هر جوری که ما تصمیم میگیریم اجرا شود . . و در پایان ما چیزی کاملا متفاوت از ملودی که ساخته ایم یا انتخاب کرده ایم می شنویم و این هنر تنظیم است و تقریبا اگر بخواهیم مقایسه کنیم ملودی مثل طرح خیلی ساده یک نقاشی است که مثلا با یک مداد با یک رنگ طراحی شود و تنظیم استفاده از فرمها و رنگها و تکنیک هایی است که در آخر یک نقاشی زیبا را خلق می کند .

/ 0 نظر / 32 بازدید